تبلیغات
ziba - داستان براندون
 
ziba
دوستدار زیباییها یی که خداوند خلق کرده است.

موضوع: داستان براندون

حق باماما بود.امروززیادگریه میکردبعدازکلی سرزنش کردن براندون

واین نتیجه صحبت خانم تورنی باسوزامادربراندون بود

براندون باهمکلاسیهاش رابطه برقرارنمی کند نمرات درسی ضعیفی

داردواین مشکلات سوزارابیشترنشان میداد.

بعدازاهی عمیق که کشیدروی تختش ولو شد. من هیچ کاری رادرست انجام نمی دهم

اما بایدچه کارکنم تاماماراخوشحال کنم از درسها خوشم نمی اید

اما یک قسمت برنامه مدرسه همیشه مورد توجه براندون است شرکت

درکلاسهای شنا ی مدرسه وچندکلمه صحبتی که با فیلیپ مربی شنا رد

 وبدل میشدفیلیپ 40ساله امادارای بدنی صاف واستواروجدی ازلحاظ

پوشش لباس نیز قابل توجه مینمودونسبت به سنش جوانتربه  نظرمی رسید

ادامه مطلب راببینید


فکرخوبی است مگه نه این حرفها رابراندون 13ساله زمزمه می کرد باید به تیم

شنای مدرسه بروم وازاین طریق ماما را خوشحال کنم درروزشنای مدرسه مثل

همیشه صحبتی کوتاه ردوبدل شد حال دوست کوچک ما چطور است؟ خوبم فیلیپ .

می توانم سوالی کنم . بپرس هرچه دوست داری . ایا می توانم عضو تیم شنایت شوم

فیلیپ درحالیکه مستقیما به چشمان براندون نگاه می کرد واقعا می خواهی عضو

تیم شنا شوی ؟ بله دوست دارم وتمام تلاشم راخواهم کرد

.فیلیپ اورا درضعیف ترین تیم قرارداد

 کوشش براندون وسختگریهای فیلیپ  موثرواقع شد .مربی درازای

هرپیشرفت پاداشی به براندون می داد واین باعث جدیت بیشتر براندون شد .

حالا براندون درطی یک سال فیلیپ را به عنوان قهرمان برای خویش برگزید

وتقلید ازلباس پوشیدن اصلاح مو-وضع ظاهری وحتی حرف زدن اورااغاز

  کرد بین فیلیپ وبراندون دوستی  عمیقی برقرارشد.

.کم کم احساس  خوشایندی نسبت به خود پیدا کرد وامیدوار شد که درشنا

به موفقیتهایی نایل شود براندون طی چندسال خودرا به عنوان شناگری ماهر

ومورد تحسین همسالان نشان داد .نمرات درسی اش پیشرفت کرد

  وضع جسمانی اوازیک نوجوان خموده ودرخود فرورفته به نوجوانی

 قوی بااندامی زیبا ومحکم تبدیل شد به قدرت بدنی اش اعتمادکرد

  وانضباطی راکه برای پیشرفت دراغلب کارهالازم است یادگرفت

ودرمسابقات شنا هم مادربادیدن اوبسیارخوشحال شد .

براندون بتدریج نظرش راگسترش داد ازوابستگی به فیلیپ خودراتوانست

  رها کندواین قهرمان یعنی فیلیپ برای  زمانی حساس به براندون کمک

 کرد وموجب پیشرفتش گردید خود براندون هم نیز الگوی دیگران شد

  واو درتحصیل وهم درورزش به مقامهای بالایی رسید

واین بودداستان براندون

ممنون از وقتی که گذاشتید واین داستان را خواندید.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 خرداد 1396 06:35 ق.ظ
Hurrah! At last I got a blog from where I be able to really
obtain valuable data concerning my study and knowledge.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:21 ب.ظ
I got this website from my pal who shared with me about this web site and at the moment this time I am browsing this web
site and reading very informative posts at this place.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:43 ق.ظ
First off I want to say wonderful blog! I had a quick question that I'd like to ask
if you don't mind. I was interested to know how you
center yourself and clear your mind before writing.
I've had a tough time clearing my thoughts
in getting my thoughts out. I do take pleasure in writing
but it just seems like the first 10 to 15 minutes are generally wasted just
trying to figure out how to begin. Any suggestions or tips?
Kudos!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 02:05 ب.ظ
Thanks for the marvelous posting! I definitely enjoyed reading it, you're a great author.I will always bookmark your blog and will
eventually come back later on. I want to encourage
one to continue your great job, have a nice weekend!
جمعه 25 فروردین 1396 12:03 ق.ظ
I absolutely love your website.. Excellent colors &
theme. Did you build this website yourself? Please reply back
as I'm attempting to create my own site and want to know where you got this from or what the theme is named.
Appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه